تبليغاتX
از سر تنهایی
شاید از این به بعد خاطرات بچگیمو بنویسم!!

اینجوری مطمئنم دیگه یادم نمیره منم یه روز بی گناه بودم

خیلیها میدونند عمر آدم خیلی زود میگذره

اما واقعا نمیدونند!!

منظورمو که میفهمی؟

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم دی 1390  به خط خود خودم | 

خدایا کفر نمی‌گویم،

پریشانم،

چه می‌خواهی‌ تو از جانم؟!

مرا بی ‌آنکه خود خواهم اسیر زندگی ‌کردی.

خداوندا!

اگر روزی ‌ز عرش خود به زیر آیی

لباس فقر پوشی

غرورت را برای ‌تکه نانی

‌به زیر پای‌ نامردان بیاندازی‌

و شب آهسته و خسته

تهی‌ دست و زبان بسته

به سوی ‌خانه باز آیی

زمین و آسمان را کفر می‌گویی

نمی‌گویی؟!

خداوندا!

اگر در روز گرما خیز تابستان

تنت بر سایه‌ی ‌دیوار بگشایی

لبت بر کاسه‌ی‌ مسی‌ قیر اندود بگذاری

و قدری آن طرف‌تر

عمارت‌های ‌مرمرین بینی‌

و اعصابت برای‌ سکه‌ای‌ این‌سو و آن‌سو در روان باشد

زمین و آسمان را کفر می‌گویی

نمی‌گویی؟!

خداوندا!

اگر روزی‌ بشر گردی‌

ز حال بندگانت با خبر گردی‌

پشیمان می‌شوی‌ از قصه خلقت، از این بودن، از این بدعت.

خداوندا تو مسئولی.

خداوندا تو می‌دانی‌ که انسان بودن و ماندن

در این دنیا چه دشوار است،

چه رنجی ‌می‌کشد آنکس که انسان است و از احساس سرشار است...

 

دکتر شریعتی

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه هشتم دی 1390  به خط خود خودم | 
خب پاییز با همه ی اتفاقاتش رفت

با همه ی خوبی ها و بدیهاش

و زمستون با همه ی قشنگیاش اومد

آخه من زیاد پاییز رو دوست ندارم

واسه همینم برای یه همچین شبی لحظه شماری میکردم

 

 

 

 

شاید این آخرین زمستونی باشه که توی عمرم میبینم

یا بهتره بگم توی عمرمون میبینیم!!!

البته این فقط یه احتماله

داستانش هم بر میگرده به پیشگویی نوستر آداموس

حوصله تعریف کردنش رو ندارم پس هر کس دوس داره بره تو اینترنت دنبالش بگرده

داشت یادم میرفت، ایشاا... شب یلدا به همه خوش بگذره

قدر این شبو بدونید و هیچ وقت شب یلدا رو فراموش نکنید 

توی شبهای یلدا اتفاقات زیادی افتاده و قراره بیفته

فراموش نکنید که این شب مال ما ایرانیهاست

پس افتخار کن که ایرانی هستی

 

 

 

 

تو همونی که شریک خنده هامی

                          هرکجا میرم همیشه پا به پامی

                                                   تو همون رویای پاکی که تو شبهام خونه داری

                                                                                                       تو یه هدیه از خدایی

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام آذر 1390  به خط خود خودم | 
پنج شنبه هفته قبل

سر کلاس هندسه وسطای زنگ معاون مدرسمون اومد یه سری برگه داد به معلممون

گفت بین دانش آموزا پخش کنه

به معلم گفتیم همین الان بده

گفت نه، آخر زنگ میدم الان سرتون بند میشه درسو گوش نمیکنید

نشست رو صندلیش

یه نگاهی به یکی از برگه ها کرد

بعد چند لحظه شروع کرد به خوندن از روش 

یه چیزایی درمورد راز سلامتی و شخصیت و از این چیزا روش نوشته بود

هر چند از اینجور آپ کردن خوشم نمیاد!

ولی یه بخشیش رو تو این آپ میزارم شاید برای بعضیا جالب باشه

قسمتهای دیگش هم شاید بعدا:

زندگی:

۱-کارهای مثبت انجام دهید

۲-از هر چیز غیر مفید، زشت یا ناخوشی دوری کنید

۳-محبت درمان گر هرچیز است

۴-هر موقعیتی چه خوب یا بد، گذرا است (به زبون خودمون این نیز بگذرد!)

۵-مهم نیست که چه احساسی دارید، باید به پا خیزید، تمیزترین لباس خود را به تن کرده و

در جامعه حضور پیدا کنید.

۶-مطمئن باشید که بهترین هم می آید

۷-همین که صبح از خواب بیدار میشوید، باید خدایتان را شاکر باشید(این از همه قشنگتره)

۸-بخش عمده درون شما شاد است، بنابر این خوشحال باشید

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم آذر 1390  به خط خود خودم | 
به نظر من هرکس با اعتقاد خودش زندگی میکنه

حالا به هرچیزی ممکنه باشه

هرکس برای خودش خدایی داره!!

هرکس دینش رو با عقل خودش درست میکنه

دیروز داشتم با یکی از دوستام از مدرسه برمیگشتیم

گوشیمو در اوردم یه آهنگ گذاشتم برای خودم

آهنگش احساسی بود

آدمو میبرد تو عالم رویا

دوستم گفت محرمه

تعجب نکردم آخه تقریبا از این مذهبیا بود

بهش گفتم خب؟

گفت جمعش کن درست نیست تو این ماه

من دیگه چیزی نگفتم و گوشیو خاموش کردم

چون میدونستم صحبت کردن باهاش بی نتیجست

محرم یعنی ماه حرام

منظورش اینه که بعضی کارها توی این ماه انجام دادنشون حرامه

ولی من قبول ندارم

به نظر من مثل بقیه ماه هاست

تا قبل از این که امام حسین شهید بشه اسم این ماه چی بوده؟

شاید هم اسمش ربطی به شهادت امام حسین نداره و از اول همین بوده

به هر حال این عقیده ی منه

من فقط قرآن رو قبول دارم

از هرچیزی بیشتر بهش اعتقاد دارم

مثلا یه مورد دیگه که من قبول ندارم اینه که سگ نجس باشه!!

آخه مگه میشه

سگ حیوانی هست که امام علی(ع) براش ده تا صفت خوب گفته

که هر کس این صفات رو داشته باشه رستگار میشه

اون وقت چرا باید نجس باشه؟

البته این اعتقاد من فقط از نظر عقلیه

هنوز به مرحله عملی نرسیده

یعنی هنوز جرات نکردم به یه سگ دست بزنم

باید تلاش کنم شاید تونستم

تو دوره راهنمایی یه معلم دینی داشتیم که یه داستان درمورد سگ میگفت

میگفت از یکی از امام ها نقله که هرکس توی خونش عکس سگ داشته باشه

فرشته ها پاشونو توی اون خونه نمیزارند!!!

حالا فکرش رو بکنید اونایی که توی روستا زندگی میکنند و خود سگ رو نگه میدارند

به فرض که حقیقت باشه

اون فرشته ای که به خاطر عکس سگ توی خونه ی آدم نمیاد همون بهتر که نیاد

همیشه مغز مارو با چیزایی که خودشون میخواند پر کردند

چرا ما نباید خودمون تصمیم بگیریم؟

چرا نباید راه درست رو خودمون پیدا کنیم؟

چرا به این جمله هنوز پی نبردیم که میگه

عقل نبی باطنیه

یعنی عقل مثل یه هدایت کننده میمونه

یه پیامبر!!

و این جمله کاملا درسته

پس سعی کن به حرف عقلت گوش کنی

 

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم آذر 1390  به خط خود خودم | 
نمیدونم چرا ولی امروز خیلی خوب بود

کاشکی همیشه اینطوری بود

امروز رفتم واسه کنکور سراسری ثبت نام کردم

خدایا کمکم کن قبول بشم چون اصلا دوست ندارم جمله بالارو دوباره بنویسم

من نذر کردن و از این چیزا بلد نیستم

یعنی بلدم ولی انگار حالشو ندارم

تازه پولش رو هم ندارم

اگه تو بخوای میتونی کمکم کنی

پس بخواه

من که کسی رو جز تو ندارم تاباهاش دردودل کنم

دور برم آدمای زیادی هستند

ولی فقط تویی که به حرفام گوش میکنی

خدایا

درسته ما بعضی وقتا بندگی کردن یادمون میره

ولی تو هیچ وقت خدایی کردن یادت نره

مرسی خداااااااااااااا

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم آذر 1390  به خط خود خودم | 
شعر گفتن هم خودش یه هنره

ولی خب نصیب ما نشد

اگه میتونستم شعر بگم فقط مواقعی میگفتم که تنهایی زیر بارون باشم

آره میدونم زیادی عاشقانست

ولی خب دیگه اینم یه جورشه

حالا شعر گفتنو بی خیال

من چیزایی رو که دوست دارم اینجا مینویسم

و این چیزا برای هیچ کس اهمیت نداره

اینجا مثل یه خرابه میمونه که هر چند وقت میام یه چیزای بی ارزشی رو میذارم توش

البته برای خودم از همه چیز با ارزشترند

 

 

 

 

 

پس وقت خودت رو برای خوندنشون تلف نکن

یا این که نظر بدی

چون اونم یه کار الکی بیشتر نیست

چشماتو ببند و برو

انگار نه انگار که اینجارو دیدی

یکی از سوال هایی که خدا روز قیامت از ما میپرسه اینه که وقت خودت رو چطور گذروندی

و اگه زمانی رو که خدا در اختیارت گذاشته رو بلف کرده باشی مجازات میشی

به قول مامانم توی آتیشای جهنم میسوزی

تو که نمیخوای عذاب بکشی

پس وقت خودت رو اینجا آتیش نزن

و دیگر هیچ.....

 

+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم آذر 1390  به خط خود خودم | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
وقتی کسی کنارم نیست توی دلم با یه نفر حرف میزنم چیزایی که دوس دارم با صدای بلند بگم مجبورم توی سکوت زمزمه کنم بعضی وقتا با تمام وجود به دنیای اطرافم فکر میکنم و میبینم که وجود من زیادیه دلم میخواد زودتر بمیرم ولی قبل از اون فقط آرزو دارم بدونم من کی هستم...

نوشته های پیشین
دی 1390
آذر 1390
آبان 1390
پیوندها
پریسا
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM